عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو مینویسم عشق زندگیم...
درازدحام این همه بی توبودن از باتو بودن حرف میزنم...
وبا تمام وجود باور دارم که عشق ما جاودانه است...
قسم به ماهی های قرمزی که در غریب ترین تنگها زندگی میکنن...به گلهای آفتابگردان
که همیشه دلتنگ نورند...دلم برای نگاه تو تنگ شده...به کبوتران قسم...به بادبادک
هایی که ناگهان در سینه ی آسمان گم میشوند...دلم کودکانه برایت پر میزند مهربانم...
چه غروبها که دوست دارم پشت پنجره بشینم و به شوق آمدنت بی تابانه آجرهای دیوار
کوچه را بشمارم و زیر اب برایت دعا کنم...
هر روز عکس تورا پیش رویم میگذارم و اشکهایم را برایت ترجمه میکنم...سفر عاشقانه
شمع را برایت شرح میدهم...از دوری ها میگویم و لای دفتر خاطراتم پنهان میکنم...
من گرمتر از تابستان و پر حرارت تر از شقایق ها...من مواج تر از آن رودم که قرار است
هزار سال بعد در سیاره ای دور جاری شود...من از همه ی سایه ها به تو نزدیک ترم...
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0