با من كه شكسته ام كمي راه بيا
بالي بگشا و گاه و بي گاه بيا
آزرده مشو بيا گناه از من بود
گفتم كه مقصرم تو كوتاه بيا
با نگاهي سرد و خسته چگونه توانيم به مرگ اين قصه رسيم
بگذار به انتها برسيم بعد بشكنيم
سكوت را بهانه نكن
خستگي دليل از پا ماندن نيست
به جاي من قفل سكوتم را بشكن
مرا درياب
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0